ميرزا محمد حيدر دوغلات

مقدمه 134

تاريخ رشيدى ( فارسي )

از اشارات متعددى كه در مينگ شى در رابطه با سفرايى كه ميان بش باليق يا ايلى باليق ، و پايتخت چين از رفت و آمد بوده‌اند ، موجود است ، چنين برمىآيد كه خانان مغول و امراى دوغلات به چين باچ مىداده‌اند . به هيچوجه مشخص نيست كه آيا اين موقعيت خراجگذارى به وسيله برترى نيروها بر آنان تحميل گرديده يا به وسيله هيئت‌هايى كه براى توسعهء دوستى يك كشور نيرومند و سودجويى از تغييرات موجود به آنجا رفته بوده‌اند ؛ به هر حال پيامدهاى آن از زمان خضر خواجه از حدود 1391 تا دوران سلطنت ايسان بوغاى دوم ادامه داشته است . در 1456 هر يك از خانان ( چنان كه در بخش دوم ديده‌ايم ) متواليا يك يا چند گروه حامل خراج را به دربار مينگ فرستادند . به نظر مىرسد كه آنها پس از استقرار در ايلى - با - لى ، هر سه سال يك بار به ارسال خراج اقدام مىكرده‌اند . با اين همه از هيچ گروه بخصوص ذكرى به ميان نيامده و احتمالا طولى نكشيده كه اين رسم به علت ضعف روزافزون مغولها به فراموشى سپرده شده است . شايد سكوت تاريخ ميرزا حيدر در مورد آميزش با چين ، يا عدم اشاره به انجام اين اعمال اطاعت آميز از سوى خانان مغول نسبت به امپراتوران آن سرزمين ، عجيب بوده باشد . اين موضوع به عنوان يك حدس باقى مىماند كه آيا ميرزا حيدر به اين علت از اشاره به مورد مذكور صرف نظر كرده كه احساس مىنموده پرداخت خراج ، وهنى براى نياكان او بوده ، يا اينكه فكر مىكرده موضوع قابل ذكرى نيست . به احتمال قوى چنان كه خواهيم ديد دليل آن با توجه به اشارات هيئت‌هاى اويغورى به موضوع مذكور ، همان مورد اخير بوده است . از قرار معلوم ، اين پيشامد يك جريان عادى يا در حقيقت بىمورد به نظر مىرسيده و بنابراين از ديدگاه مورخ جالب توجه نبوده است . معهذا سكوت وى در اين مورد نمىتواند اظهارات چينىها را رد نمايد ، زيرا گفته‌ها صريح و مبرم مىباشد و به غير از همان حقايق عريان درج شده نمىتوان طور ديگرى آنها را تصحيح كرد . به هر حال بسيار جالب توجه است كه خانان و امرايى كه از روى صداقت و يا برعكس ، در مقابل چينىها به زانو درمىآمدند ، در زورآزمايى با سرباز بزرگى مانند تيمور ترديدى به خود راه نمىدادند . حقيقت اين است كه قدرت وى به